یک داستان از انجیل :

یک روز به حضرت عیسی (ع) میگویند کسی از برادران در کلیسا بی عفتی کرده است او می گوید :

آیا نمی دانید که اندکی خمیر مایه می تواند تمامی خمیر راور آورد؟

اکنون به شما می نویسم با کسی که خود را برادر می نماید و بی عفت و طماع و ناسزاگو و میگسار است معاشرت نکنید و همسفره هم نشوید.

یک روز با مادرم به مغازه زیراکس رفته بودیم وقتی مغازه دار فهمید مافرهنگی هستیم گفت :خانم چرا جلوی دختر ها را نمی گیرید که این جامعه به این فساد کشیده شده است ؟ شما وظیفه تربیت آنها رادارید و مادرم گفت: وقتی شما مردها در خیابان برای زنان بی حجاب و به قول خودمانی قرتی لرزش زیادی قایل هستید و مثلا نگه می دارید تا از خیابان رد شوند و به آنها تخفیف می دهید و به آنها احترام می گذارید و وسایل سنگینشان را برایشان جابه جا میکنید و هزاران کار دیگر و یک دختر باحجاب این موارد را میبیند میگوید من چه کم از آنها دارم ؟

پس مقصر خود مردها هستند که با کم جنبگی و شعوری که اصلن ندارند و با توجه به این گونه زنهای بی عفت و تعریف کردن از آنها جلوی همسرانشان زنها را به این نتیجه می رسانند که با این گونه پوششها در جامعه ظاهر شوند پس هیچ جای اعتراضی نیست.البته دود این بی عفتی ها در چشم همه میرود.ما به جای کم محلی کردن به اینگونه افراد به آنها ارزش بیشتری قایلیم و اینگونه رفتارها را در دختران تقویت می کنیم.