یکی از جاهاییکه بودن در اونجا بهم انرژی فرا مثبت میده بخصوص شبای زمستانی و پاییزی که جمعیت برای فرار از گرما زیلو ننداخته باشن و راه بندان نکرده باشن برای خرید بستنی و فالوده و به جای اینکه تو جمع صدنفری مثلن خانوادگیشون بگن و بخندن یا پاسوربازی کنن یا بل اخره اومدن بیرون چیکار کنن یه کاری بکنن نه اینکه تخمه بشکنن و به ادمای اطراف مثل سینمای مجانی زل بزنن

نمیدونم کی یاد میگیریم با خونوادمون خوش باشیم و به انچه داریم قانع

بازم نمیدونم  حیف نیست بهترین اوقاتیکه در کنارهم هستیم رو اگه به چشم چرونی بپردازیم چی گیرمون میاد تو این معامله کثیف

خلاصه اونجا پل خواجو هستش که بریم روی لامپای کف پل وایسیم و ژست اژدها بگیریم و از خودمون عکس بندازیم

یه شب چند سال پیش این پدربزرگ محترم ساعتای یک نصفه شب بود نمیدونم چرا اومده بود رو پل نی میزد پولم نمیگرفت انگار ولی پرترش عالی بود